این راز سر به مهر

شـاید برای شـما هم اتفاق افتاده باشـد، اینکـه بـه هنـگام سـفر پشـت سـرتان آب بریزنـد و یـا پشـت پایتان آش بپزنـد تا به سلامت از سـفر بازگردیـد. یا آنکـه وقتی کـه کـف دسـتتان را بخارانیـد شـخصی بـه شـما بگویـد کـه پـول زیـادی برایتـان در راه اسـت. حتـی زمانـی کـه شـخصی عطسـه می کنـد کار خـود را متوقف کنید، صلـوات بفرسـتید و بگوییـد صبـر آمـده اسـت.

امـا تـا بحـال فکر کـرده اید ریشـه همـه اینهـا کـه امـروز بـه شـکل بـاور در آمـده انـد در چیسـت؟

اینکـه تـا شـرایط بـروز و شـروع ایـن باورهـا را در نظـر نگیریـم بگوییـم همـه ی آنهـا، خرافاتـی بیـش نیسـتند قضاوتـی زودهنـگام اسـت. از دیـد مـردم شناسـی، خرافـات باورهایی هسـتند کـه مـی تواننـد جنبه هـای علمی، سیاسـی و فرهنگـی داشـته باشـند. مـردم شناسـان عمومـا از خرافـه و خرافـات بـه عنـوان »بـاور« یاد مـی کنند زیـرا معتقدند هـر آن چیـزی کـه پـس از سـالیان سـال در ذهـن و روح مردم شـکل گرفته اسـت تنهـا دیگر خرافات نیسـت بلکه بـاور آنها را شـکل داده اسـت. خرافـات و خرافـه پرسـتی همیشـه موضـوع جذابـی بـرای ژورنالیسـت های اهل جسـت وجـو و نیز نویسـندگان علـوم غریبـه بـوده اسـت تـا مخاطبـان را پـای نوشـتار خـود میخکوب کننـد امـا عمومـا در ایـران ایـن موضـوع نـاب در حاشـیه انگاشـته شـده و محجور مانـده اسـت. »زن و اجتمـاع« در ایـن مطلب خـود، خرافـه و خرافـه پرسـتی را از دیـد مردم شناسـی و با حضـور »فاطمه رضاپـور« کارشـناس ارشـد مردم شناسـی و مسـوول واحـد مـردم شناسـی سـازمان میـراث فرهنگـی، گردشـگری و صنایـع دسـتی اسـتان کرمان بررسـی کرده اسـت.

خانـم رضاپـور؛ معنای عامـه خرافه چیست ؟

خـرده فرهنـگ هایـی کـه نسـل بـه نسـل بیـن انسـان هـا رد و بـدل شـده و جنبـه بـاوری داشـته انـد در اصطلاح خرافـات گفتـه می شـوند. این ها چیزهایی هسـتند کـه در باورهـای مـردم نهادینـه شـده اند. بـاور بـه خرافـات عمدتـا در مواقعـی که انسـان در شـرایط عـدم اطمینـان کامـل اسـت و یـا بـه آینده خـود اعتماد نداشـته باشـد بوجـود مـی آیـد و بـا توسـل بـه برخـی خرافـات خـود را آرام مـی کنـد. ُ خرافـات هماننـد مسـکن عمل مـی کند و اینگونـه نیسـت کـه فقـط در عـوام جامعه رواج داشـته باشـد بلکـه در بسـیاری از طبقـه هـای تحصیلکـرده و روشـنفکر جامعـه نیـز رسـوخ پیـدا کـرده اسـت.

از نظـر شـما علـت اصلـی رسـوخ خرافـات در بیـن مـردم چـه مـی توانـد باشـد؟

بـه عقیده مـن دلیل اصلی آن نیاز بشـریت بـوده اسـت. مردم بـر اسـاس نیازهایی که داشـته انـد بـه اینگونـه باورهایـی روی مـی آوردنـد و عملا از طریـق تمسـک بـه ایـن باورهـا نیازهـای مـادی و معنـوی خـود را بـرآورده مـی کردنـد حتی اگر بسـیاری از آن هـا هـم بـرآورده نمی شـدند امـا بـه هـر حـال نوعـی ارضـای روحـی و روانـی را بـه دنبـال داشـتند. از سـوی دیگـر همانگونـه کـه قبـل تـر گفتـه شـد، خرافـات عاملـی بـرای کاهـش اضطـراب انسـان در شـرایط سـخت و حسـاس اسـت. در اینجـا بایـد گفـت موضـوع خرافـه پرسـتی ریشـه در تاریـخ بشـریت دارد. در گذشـته چـون امـکان تحلیـل رویدادهـا و پدیـده هایـی همچـون زلزلـه و آتشفشـان و غیره وجـود نداشـت بـه تدریـج ایـن بـاور بـه وجـود آمـده بود کـه در همه چیـز نیروی مرمـوزی تحـت عنـوان »مانا« وجـود دارد کـه رخـداد و کنتـرل اتفاقـی کـه روی می دهـد را در دسـت دارد، به تبـع آن افرادی نیـز تحت عنـوان جادوگر پدیـد آمدند که مدعی شـدند امکان تسـلط بر نیـروی مانا را دارنـد و از ایـن طریـق مـردم را تحـت سـیطره خود در مـی آوردند. اینگونه شـد که سـنگ بنـای خرافـه پرسـتی در جامعه ا نسـا نی گذ ا شـته شد.

خاسـتگاه خرافه پرسـتی در ایران و جامعـه بیـن الملل چه بوده اسـت؟

خرافـه پرسـتی در واقـع از زمانی که بشـر شـروع بـه شـناخت خویـش کـرد آغـاز شـد. پدیـده ای روحـی و اجتماعـی کـه از هـزاران سـال پیـش همـراه انسـان بوده اسـت و بـه گونـه ای در ذهـن و روح آن نفـوذ کـرده اسـت کـه همـه روحیـات و اعمـال انسـان هـا را تحـت سـلطه خـود درآورده اسـت. از ایـن رو فرهنـگ خرافـات با جهـل و توجیـه غیرعقالنی از اعمـال بشـر همـراه می شـود. دکتـر ایرج دسـتیار در کتـاب روان شناسـی خرافـات مـی نویسـد: » برخـی از باورهـای بومـی در ایـران نتیجـه ی آزمایـش روزانـه، خانوادگـی، مذهبـی و انفـرادی و بازمانده و یادگارهایـی از نـژاد هند و ایرانی اسـت و حتـی بعضـی از آنهـا یادگارهـای دوره ی ابتدایـی بشـر اسـت، ماننـد اعتقـادات و افسـانه هـای موجـود دربـاره ی مـاه، خورشـید، اژدهـا، صحبـت با جانـوران و گیاهـان. برخی دیگـر از باورهـای خرافی در ایـران را مـی تـوان ناشـی از هجـوم همسـایگانی ماننـد کلـده و آشـور که در واقـع مـادر خرافـات و جـادو بودنـد، دانسـتو همچنیـن » علاوه بـر ایـن، بـا توجـه به این کـه جهان دیـروز عرصه ی لشکرکشـی هـا، صـف آرایـی هـا، تهاجـم هـا و یـورش ها و تسـلط های کـم و بیـش طوالنـی و موقـت بـوده، هـر لشکرکشـی و هـر تسـلطی بـر قومـی دیگـر، تعـدادی فرهنـگ عامیانـه را کـه زاده ی تجربـه ی قـوم فاتـح بـوده بـه کشـور مغلـوب تحمیـل کـرده اسـت، تجربـه هایـی کـه برای کشـور فاتـح مفید و محصـول تجربـه اسـت، حـال آن کـه بـرای کشـور مغلـوب عقیده ای پـوچ، بی ریشـه، بـی بنیـاد و فاقـد معنـی محسـوب مـی شـود کـه بـه طریقـی غیـر اصولـی و تجـاوز کارانـه بـه فرهنـگ مـردم داخـل شـده اسـت. بـرای مثـال بـه نمونـه هـای ذیـل اشـاره مـی شـود: بچـه ای کـه زیـاد ً گریـه مـی کنـد قطعـا خـوش آواز مـی شـود. هـر گاه ابـر به شـکل شـتر در بیاید در آن سـال وبـا خواهـد آمـد. اگـر کـف دسـت بخـارد پـول دار خواهـی شـدنمونـه های دیگـری از عامیانه ترین خرافات را در بین مـردم بفرمایید. از عامیانـه تریـن باورهـا کـه در اصطلاح امـروزی خرافـه گفتـه مـی شـود صبـر و توقفـی اسـت کـه پـس از عطسـه کـردن صـورت مـی گیـرد. همچنیـن نحـس دانسـتن عـدد سـیزده نیـز یکـی از ایـن نمونـه هـا مـی باشـد. یکـی از مـواردی کـه مـرزی بـوده و بسـیاری آن را خرافـه و بسـیاری اعتقـاد مـی داننـد چشـم زخم اسـت. در ایـن ارتبـاط مـی تـوان گفـت کـه مبحث چشـم زخـم در قرآن نیـز ذکر شـده اسـت و خرافـات محسـوب نمـی گـردد و بـرای مـا جنبه اعتقـادی و مذهبی دارد امـا متاسـفانه اقداماتـی در ارتبـاط بـا آن صـورت مـی گیـرد را می تـوان جزیی از خرافـات بـه حسـاب آورد. مثلا در بسـیاری از مناطق کشـور بـرای جلوگیری از چشـم زخـم، تخـم مـرغ می شـکنند و یـا آنکـه چشـم گوسـفند قربانـی شـده را خشـک کـرده و تزییـن مـی کننـد و برای در امـان ماندن کـودک از چشـم زخم آنرا بـه شـانه اش می آویزنـد. اینگونه اقدامات بـا آنکه ریشـه در تاریـخ دارند امـا ممکن اسـت جنبـه علمـی نداشـته باشـند.

ُ آیا سـنگ چشـم زخـم هـم در زمره همیـن خرافـه پرسـتی ها قـرار می گیر د ؟

بحـث در خصـوص سـنگی کـه به سـنگ چشـم زخـم معروف شـده کمـی متفاوت اسـت. از لحـاظ علمـی ثابت شـده اسـت که هر سـنگی دارای انرژی خاصی اسـت. در گذشـته مـردم علـم کافـی را نسـبت به ایـن موضـوع نداشـتند امـا به هر حـال بر اسـاس ذهنیات خود سـنگ هایـی را برای محافظـت اموالشـان از چشـم دیگـران، به خودشـان، خانـه هاشـان و یـا دامهایشـان مـی بسـتند. در علـم خاصیـت شناسـی سـنگ هـا گفتـه می شـود سـنگ هایی که رنـگ آبـی فیـروزه ای دارنـد دارای اشـعه خاصـی هسـتند کـه انـرژی هـای منفی را دور می کنند. گذشـتگان از اینگونه سـنگ هـا بـه عنـوان دفـع کننـده بالیـا اسـتفاده مـی کردند کـه به ظاهـر خرافـات نبوده و ریشـه علمـی نیـز دارد. امـا در کنـار همـه اینهـا سوءاسـتفاده برخـی افـراد سـودجو از ایـن قابلیـت هـا بـا سـاخت نمونـه هـای تقلبـی اینگونـه سـنگ هـا، کار را به جایی رسـانده اسـت کـه بسـیاری از مردم امـروزی عملا در مقابل این باور و سـنت جبهـه گرفتـه و علیرغم محاسـن خوبی که دارد آن را خرافـه مـی پندارنـد.

در اجتمـاع، عمومـا مردان بیشـتر به خرافـات گرایـش دارند یـا زنان؟

بـاور به خرافات بیشـتر در بیـن زنان رواج دارد زیـرا بیشـترین نیازهـا از سـوی آنـان خواسـته و برطـرف می شـود. اینکـه زنان بـرای برطـرف کـردن خواسـته هایشـان بـه رمـال هـا مراجعـه مـی کننـد فاجعـه خاموشـی اسـت کـه بایـد به آن رسـیدگی شـود. همچنیـن خوب اسـت کـه در اینجا بـه ایـن نکتـه نیـز اشـاره شـود کـه طبـق تحقیقـات انجـام شـده افـراد فـوق العـاده متعصـب خرافـی ترنـد. طبقـات اجتماعی هـر چـه پائیـن تر باشـند، شـخص خرافی تـر اسـت. امـا هـر چـه تحصیلات عالی تـر باشـد، خرافـات کمتر و هـر چه هوش بیشـتر باشـد، فـرد کمتر خرافی می باشـد.

خانـم رضاپـور، خطرنـاک تریـن خرافـه هـا از چـه نوعـی هسـتند؟

الزم به ذکر اسـت کـه باورها بـا اعتقادات متفاوتنـد. باورهـا عمومـا از فرهنگ گرفته شـده انـد ولی اعتقـادات با آنکـه باورهای عامـه هسـتند امـا جنبـه دینـی و مذهبـی دارنـد. بـه عقیده مـردم شناسـان خطرناک تریـن نـوع خرافـات، خرافاتی هسـتند که جنبـه اعتقـادیمذهبی داشـته باشـند و بـه نوعی بـا اعتقـاد دینی مردم بازی شـده باشد.

بـه عقیـده شـما، دیـن چـه نـوع برخـوردی بـا خرافـات و رواج آن در سـطح جامعـه دارد؟

اسلام اجـازه اینکـه بـا مبانـی دیـن بـازی شـود را نمـی دهـد. اسلام جلـوی خرافات، قرعـه انداختـن، ایجاد ارتبـاط بیـن قضایـای بـی دلیـل و بـی مبنـا، مراجعـات نادرسـت بـه افـراد، و سرکیسـه کـردن دیگـران، مـی ایسـتد و اجـازۀ اینگونـه سـوء اسـتفاده کـردن از دیـن را نمـی دهـد. خرافـات بـا اصـل تلاش و کوشـش افـراد متناقـض اسـت در حالیکـه در قـرآن و نیـز احادیـث بارهـا تاکیـد شـده اسـت کـه انسـان همـواره بایـد بـا تلاش و پشـتکارش، روزگار بگذارنـد بنابرایـن بـه عقیده من خرافـه پرسـتی از دیـدگاه دیـن، مذمـوم و غیـر قابـل قبـول اسـت.

نفـوذ خرافـات و خرافـه پرسـتی در بین مردم هر کشـوری، چـه تاثیری بـر جامعه آنـان خواهد گذاشـت؟

از دیـدگاه دکتـر امـان اهلل قرایـی مقـدم )جامعـه شـناس(؛ خرافـه پرسـتی بـرای جامعـه مضـر اسـت و خرافـات و خرافـه پرسـتی جامعـه را از کار و کوشـش، فعالیـت، پیشـرفت و توسـعه یافتگـی بـه شـدت بـاز مـی دارد. فرهنـگ گرایـان عامـل فرهنگـی را در توسـعه اقتصـادی، اجتماعـی و سیاسـی موثـر میداننـد، آنچه کـه مایـه عقـب ماندگی کشـورمان شـده، عناصـر فرهنگـی از جمله خرافات اسـت. خرافـات از لحـاظ اقتصـادی تـن پـروری و بیهـوده گـری را گسـترش مـی دهـد و از نظـر اجتماعـی موجـب ضعـف روحیه، تالش و کوشـش در جامعه شـده و از نظر فرهنگـی باعـث مـی شـود ایـن عناصر در جامعـه گسـترش پیـدا کـرده و بـه جـای ایجـاد فرهنـگ فاعلـی، فرهنـگ مفعولـی بـه وجـود آید.

آیـا از روشـنفکران جامعـه می توان انتظـار داشـت کـه روزی ریشـه خرافـه پرسـتی را بخشـکانند؟

جـدال بین روشـنفکری و سـنت در بحث خرافـات تمـام شـدنی نیسـت زیـرا هـر کـدام از آن هـا خـود را دارای حـق مـی داننـد و تـا وقتـی کـه ایـن تـوازن وجـود داشـته باشـد نمـی تـوان انتظار داشـت که خرافـات و خرافه پرسـتی از سـوی جامعه کنتـرل و درمـان گـردد.

خانـم رضاپـور، در نهایت آیـا راهی بـرای درمـان خرافـات و خرافـه پرسـتی هـا وجـود دارد؟

بـه نظـرم اطلاع رسـانی هـای مـداوم و آگاهـی بخشـیدن از تبعـات آن، مـی توانـد رسـوخ ایـن پدیـده را کندتـر کنـد. البتـه شـیوع خرافـه پرسـتی درمـان پذیـر نیسـت ولـی شـاید مجمـوع تکنولـوژی و فـن آوری هـای اطلاع رسـانی مثـل شـبکه هـای اجتماعـی بتوانـد کاری کنـد کـه خرافـات در بیـن نسـل هـای آینـده کمرنـگ شـود. همچنیـن تفکـر و تعقـل از راههـای دیگـری اسـت کـه مـی توانـد عوامـل درونـی گرایـش به خرافـات را در انسـان کنتـرل نماید. اینکه بـرای هر پدیده ای، علتـی در نظـر گرفتـه موجـب حـذف بسـیاری از خرافـات مـی گـردد



از همین نویسنده ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *