زنان علیه زنان

زنان علیه زنان

 

«ما زنها به هم رحم نداریم»«ما زنها بزرگترین دشمنان همدیگر هستیم»«هر چه میکشیم از دست زنها میکشیم» «زنها حسود و سخنچیناند.»«زنها چشم دیدن هم را ندارند»« به زن جماعت نمیشود اعتماد کرد»همه ما این گزارهها یا چیزهایی شبیه به آن را از زبان زنان دیگر شنیدهایم.

دعوای عروس و مادرشوهر در روزگار گذشته سمبل دشمنیها و کینهتوزیهای زنانه بود. این امر، ا گرچه بهمرور زمان کمرنگتر شده، اما به نظر میرسد کلیشه رقابت و حسادت زنانه در شکلهای دیگری ادامه یافته و فار غ از ریشههای اولیه خود حیاتی مستقل پیدا کرده است. گفته میشود که ما زنها هوای همدیگر را نداریم و از هم حمایت نمیکنیم.

بدتر از آن، ا گر بتوانیم زیرآب همدیگر را هم میزنیم و عالقهای به پیشرفت همجنسان خود نداریم. حتی دانش و تخصص و مهارت یکدیگر را قبول نداریم و ترجیح میدهیم در این موارد به مردان مراجعه کنیم. بهراحتی به هم خیانت میکنیم و ابایی نداریم که برای منافع خود زندگی زن دیگری را تباه کنیم.

این پنداشتها در میان زنان تبدیل به گونهای عرف عام شده است و کسی از چیستی و چرایی آن پرسش نمیکند. اغلب افراد آن را به ذات یا مکر زنانه تقلیل میدهند و ریشه ها و دالیل ساختاری، اجتماعی و فرهنگیاش کما کان ناشناخته مانده است.

خشونت علیه زنان در تمام جهان، و خصوصا در جوامعی که فرهنگ مردساالر بر آنها حا کم است، با عاملیت مردان و قربانی بودن زنان پیوند خورده است. زنان قربانی اشکال مختلف خشونت رفتاری، کالمی و روانی هستند و معموال مردان این خشونت را بر آنها اعمال میکنند.

اما این تأ کید بر نگرشها و کنشهای مردان و یا وجود فرهنگ مردساالر نباید منجر به بیتوجهی به فرایندهای بازتولید کننده خشونت علیه زنان در میان خود آنان شود. باید باشه این خشونت در مراحل باالتری از جامعه خودش را نشان می دهند، در تصدی مشاغل و مقامهای دولتی بسیار دیده میشود که زنان و مردان جامعه از تصدی این مقامها توسط زنان دلخور شوند و دالیل طبقه بندی شدهای هم دارند، یکی از این دالیل ناتوانی زنان در انجام وظایف سخت دولتی است اما دلیلی که توسط بانوان در مخالفت با مقام گرفتن زنان مطر ح میشود ، همکاری نکردن زنان و عدم همدلی با هم جنسان خودشان است که در ابتدای امر باعث تعجب میشود.

سهمیه عامل نابرابری ایجاد سهمیه و ظرفیت اختصاصی برای زنان در تصدی مشاغل دولتی یک فرصت است تا زنان نقش پررنگ تری در اداره و مشارکت جامعه داشته باشند اما ا گر قرار است زن و مرد از حقوق مساوی بهرهمند باشند پس وجود سهمیه توجیحی ندارد اما به نظر میرسد در شرایط جامعهای مثل جامعه ما نیاز است تا مدتی این سهیمهها وجود داشته باشد. ولی موضوع این است که تا کی نیازمند سهمیه هستیم و از چه زمانی میشود بدون در نظر گرفتن جنسیت و فقط بر پای شایسته ساالری زنان نقش پررنگی در اداره جامعه داشته باشند.


 

 

از همین نویسنده ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *