دغدغه های یک نوازنده

دغدغه های یک نوازنده

 

دغدغه ی یک نوازنده ی حرفه ای چیست؟
پاسخ به روشنی تنها یک کلمه است: “نوازندگی”. در وهله ی اول این موضوع بسیار بدیهی به نظر می رسد. اما اگر قدری دقیق تر به پیرامون خود بنگریم، با افرادی روبرو می شویم که نوازندگی را حرفه ای بسیار راحت و اشرافی می پندارند و هیچ تصوری از فشارهای روانی که یک نوازنده متحمل است ندارند. در صحت این مطلب که نیاز به موسیقی و هنر آکادمیک، نیازی فاخر محسوب می شود تردیدی نیست اما این شغل یکی از سخت ترین حرفه های دنیاست.

“فرزین طهرانیان” در کتاب موسیقی از “آموزش تا اجرا”، از پژوهشی  که در سال 1996 از سوی گروهی از پزشکان فرانسوی انجام گرفته، نوشته است، که این پژوهش نتایج غیرمنتظره و جالب توجهی را نشان می دهد.

این گروه پزشکی نوازندگان مختلف را قبل و بعد از کنسرت مورد آنالیز پزشکی قرار داد. در میان این نوازندگان، نوازندگان ارکستر سمفونیک، تک نوازها و غیره حضور داشتند.

نتیجه این بود: نوازندگان پس از هر کنسرت دچار آسیب دیدگی بین 30 تا 60 درصد می شوند که این آسیب ها شامل آسیب های روحی مانند نوعی افسردگی ناشی از خستگی یا آسیب های جسمی است که بسته به سازی که نوازنده اجرا می کند یا نوع و حالت نشستن و هم چنین نقشی که نوازنده در اجرا دارد میزان آسیب دیدگی تغییر می کند.

در حالی که یک نوازنده تنها در حیطه ی تخصصی حرفه ی خود با چنین چالش های جدی ­ای دست و پنجه نرم می کند نوازندگان ما به خصوص بانوان برای حضور در صحنه با سیل موانع دیگری روبرو هستند.

یادم هست که چند سال پیش هنگامی که لیلی افشار نوازنده ی بین المللی گیتار کلاسیک به ایران آمده بود و قرار بود برای اجرا به کرمان دعوت شود مجوز به انجام این کنسرت داده نشد و دلیلش را هم به روی صحنه رفتن وی در خارج از ایران عنوان کردند.

و خبرهای مبنی بر لغو کنسرت ها به دلیل حضور بانوان نوازنده، که هر از چندی به گوش می رسد و بدتر از آن اینکه در برخی از شهرها (مثلاً اصفهان که می توانست پایتخت هنر ایران باشد) قانون نانوشته ولی دائم الاجرا و لازم الاجرایی در جریان است که بانوان اساساً اجازه ی حضور بر صحنه را ندارند.

خوشبختانه هنوز این جریان منفی، دامان کرمان را نگرفته است و یکی از دلایل آن حمایت مردان نوازنده  و همکار ماست که از تلاش های همکاران خود باخبرند و از حضور بر صحنه بدون بانوان همنواز خود سرباز زده اند.

از پیامدهای این جریان این است که وقتی به کسانی که به طور حرفه ای به موسیقی می پردازند نگاه می کنیم تعداد بانوان فعال در این حوزه به طرز چشمگیری کمتر است در صورتی که در سنین پایین تر هنرجویان دختر بسیار پویا و در رقابتی مساوی با هنرجویان پسر کار می کنند ولی وقتی وارد دنیای حرفه ای می شوند با سیل فشارهای ناشی از سختی آماده کردن برنامه ی صحنه و پس از آن تلاش های طاقت سوز برای تنها یک بار ارائه ی آن مواجه می شوند و تازه پس از آن است که انتقادهای هنرناشناسانِ صاحب نظری که همواره در صحنه ی مجادله حاضرند از راه می رسد و این گونه است که آنان، در بهترین حالت، در همان ابتدای راهِ نوازندگی تبدیل به معلمانی می شوند که تنها سعی­شان بر این است که آموخته هایشان را زنده نگه دارند.

یک موسیقی­دان اگر حمایت نشود تبدیل به گوشه نشینی می شود که صدای سازش در خفا طنینی مبهم دارد و این دردآورترین راه برای مرگ یک هنرمند نوازنده است و انتظار حمایت در اولین قدم از کسانی می رود که به هنر نگاهی به عنوان یک ضرورت دارند و عمق نگاه آنان قادر به تشخیص لزوم ارائه ی موسیقی، فارغ از جنسیت نوازنده است.

از همین نویسنده ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *