73
1

بازار کرمان با زار

بازار کرمان با زار

شـاید بـه لحـاظ بزرگـی، اهمیـت و کارکـرد تنها بـازار تبریـز باشـد که تنـه به تنـه ی بـازار کرمان میزنـد امـا بـه لحـاظ حفـظ و احیـای بازارهای ایـن دو شـهر، کرمـان هیـچ سـنخیتی بـا تبریـز ندارد. مجموعـه بازارهـای تبریـز مرمت و ثبـت جهانی شـده اند امـا بازارهـای کرمـان رو به زوال هسـتند و حتـی بزودی ممکـن اسـت جایـگاه ملـی و منطقه ایشـان را از دسـت بدهند. یـک نمونه دم دسـتی بـازار قلعـه محمـود و بـازار میدان قلعـه اسـت کـه اولـی بـا وجـود حجره هـای فـراوان و تقریبـا سـالم بدلیـل از دسـت رفتـن جایگاهـش و کـوچ کسـبه چنـد سـالی میشـود که فقـط نام بـازار را یدک میکشـد و دیگری هم نفسـش به شـماره افتاده و غیر از چند حجره انگشت شـمار مابقـی حجره هایـش و از جملـه کاروانسـرای کوزه گـران تعطیـل هسـتند.

امـا چه شـد کـه بـازار میدان قلعـه و بـازار قلعه محمـود چنیـن راهـی را پیمودنـد. سـالها پیـش وقتـی کـه خیابـان ششـم بهمـن (امـام کنونـی) احداث شـد ارتبـاط ایـن دو بـازار که در امتداد یکدیگـر بودنـد بـا عبـور خیابـان قطـع شـد. این خـود عاملـی شـد تـا بـازار قلعـه محمـود تک و تنهـا بیافتـد و این بـازار و یخدان واقـع در خیابان سـام و چند خانـه تاریخی در حوالـی خیابان های احمدی شـرقی و سـام کنونی کـه همگی در یک راسـتا بودنـد از بافـت تاریخی جدا شـوند. حـالا پـس از سـالها ایـن قسـمتها جـزء بافـت تاریخـی شـهر محسـوب نمی شـوند و نتیجـه آن شـده کـه خانه هـای تاریخـی در ایـن محلات تخریـب شـده اند، آپارتمانها سـر بـر آورده اند و از دو سـوی بـازار قلعه محمود دو کوچه موازی ایجـاد شـده کـه ارتبـاط حجره هـا بـا خانه هـا را قطـع کرده اسـت.
عبـور هـر روزه خودروها هم در جـوار حجره ها سـبب تخریب تدریجـی آنها می شـود. همچنیـن چـون ورودی هـای بـازار از هـر دو سـمت شـمال و جنوب در عقبنشـینی هسـتند حتـی کالبد بازار از سـمت خیابان احمدی شـرقی و خیابـان امام به چشـم نمی آید. بارها اسـتانداران و شـهرداران مختلـف ظاهرا سـعی کرده اند آن را احیـا کنند اما واقعیت اینسـت کـه بافت اجتماعی منطقـه از میـان رفتـه اسـت و دیگـر ایـن بـازار جایگاهـی ندارد. هرچند که شـاید بتـوان روزی با برنامه ریـزی و اصلاح بافـت منطقه هر دو بازار را احیـا کـرد که البتـه کار دشواریسـت و بیش از بودجـه، برنامه ریـزی و فکـر می طلبد.

شـبیه ایـن اتفاقـات بـرای بـازار شـتر و بـازار عزیـز هـم افتاده اسـت امـا وحشـتناکتر از همه اتفاقـی اسـت کـه دیـر یـا زود بـرای راسـته بازار کرمـان رقـم خواهـد خـورد. در اثـر بد تدبیـری مسـولان شـهری و فرهنگـی و شـاید هم برخی منفعت طلبیهـا، بازارچه هـای مدرنـی در درون بافـت تاریخـی کرمـان در حـال اجـرا اسـت که بلای جـان بـازار شـده اند. سیتی سـنتر وکیـل و سیتی سـنتر گودال خشـتمالها از آن جمله انـد. متاسـفانه هـر دو مجموعه بـا سـاخت واحدهای تجـاری بیـش از کل حجرههای بازار مجاورشـان اجـرا خواهند شـد. امـا پیامد این اتفاق چیسـت؟ پیامـد ایـن اتفاق آن اسـت که این دو سیت یسـنتر بـه دلیل مدرن بودن، تهویه خـوب و جای پارک کافـی برای خودروها، مسـیر دسترسـی آسـانتر و البتـه احتمالا لوکـس بودن رونـق خواهند گرفت و روی فـروش بـازار تاریخی تاثیـر منفی خواهند گذاشت. البتـه بایـد توجـه داشـت راسـته ی بـازار کرمان مجموعـهای از بازارهای اصلی اسـت که در طول قـرون متمادی سـاخته شـده کـه شـامل بازارهای فرعـی متصـل به آن و بناهای شـاخص بـازار هم میشـود و منظـور از بـازار تاریخـی همـه ی ایـن مجموعـه اسـت.

بـه مـرور زمـان کسـبه ی بـازار سـنتی کـه نسـبت بـه ایـن سیتی سـنترها فـروش خوبـی ندارنـد، مجبـور خواهنـد شـد حجره های خـود را بـا بهایی پاییـن به افراد دیگـری که لزوما کرمانی نیسـتند بفروشـند. فـروش حجره هـا هـم بـه افـراد غیرکرمانـی سـبب خواهـد شـد تـا در همـه ی بـازار بـه ماننـد بـازار سـراجی (حدفاصـل میدـان ارگ تـا چهارسـوق گنجعلیخـان) بتـوان از جنـس بـی کیفیـت چینـی تـا انـواع پنجـه بکـس، سـی دی های مسـتهجن و غیـره را یافـت.

ادواتـی کـه فروشـندگان آن کرمانـی نیسـتند و چنیـن میشـود کـه وقتـی پا بـه بـازار اصفهان بگذاریـد میتـوان در آن انواع هنرهای سـنتی اصفهـان را دیـد امـا در بـازار کرمـان میتوان انـواع آالت جـرم را بـه راحتی یافـت. اینکه با دیدن فردی کـه دائـم میگویـد عـرق، ورق، پنجـه بکـس و… گردشـگران چـه برداشـتی نسـبت بـه کرمانیهـا خواهنـد داشـت ناگفتـه پیداسـت.

اتفـاق دیگـری هـم در حـال رخ دادن اسـت. کسـبه غیربومـی کـه بـا لهجه هـای مشـهدی، بیرجندی، عـرب و… فرهنـگ خـود را به بـازار و در مجمـوع بـه شـهر قالـب میکننـد، و فرهنگ دیگر شـهرها بر فرهنـگ کرمانی غالب میشـود. آنهـا نـه از تاریخچـه بـازار چیـزی میداننـد و نـه بـه حفـظ آن اهمیتـی میدهنـد بلکـه تنها در فکـر کسـب درآمد هسـتند. شـوخیهای رکیک، کلمـات ناپسـند، برخـورد نامناسـب و جنسهای بـی کیفیت سـوغاتی آنها بـرای فرهنـگ و بازار چنـد صـد سـاله کرمان اسـت.

چند سـال پیـش یکـی از ماموران یـگان حفاظت بـازار میگفـت: روزی بـه حجـرهای کـه در حال مرمـت بـود مراجعـه کردیـم و دیدیـم صاحـب حجـره کـه کرمانـی هـم نبـود بـه کارگـر خـود دسـتور داده سـتون طـاق بـازار را بتراشـد تـا مغـازهاش بزرگتـر شـود! ایـن نمونـه روشـنی از عدم مسـوولیت پذیری و دلبسـتگی غیـر کرمانیهـا به بـازار کرمان اسـت! مطمئنـا بـرای ایـن فـرد اهمیتـی نداشـته کـه بـا تراشـیدن سـتون، طاق بـازار فرو میریزد! مشـت نمونـه خـروار اسـت.

روزانـه دههـا مـورد دیگر هـم اتفـاق میافتد که کسـی متوجه آنهـا نخواهد شد . بایـد هرچه زودتر بـا برنامهریزی مناسـب جلوی تکـرار اتفاقات بازار میدان قلعـه و قلعه محمود را گرفـت وگرنه همان اتفاقـات دوباره برای راسـته ی بـازار کرمـان رخ خواهـد داد و ایـن بـار باید سـالها بـه حـال فرهنگ و اقتصـاد از دسـت رفته شـهر زاری کرد!

یک دیدگاه

  1. صدها دختر و پسر هنرمند تحصیل کرده که که مکانی برای ساخت و ارائه اثار هنری و دستی خود ندارند و امروز در پی اشتغال هستند را باید سازماندهی کرد و به هرکدام یک غرفه که سالهاست تعطیل است را برای یک سال مجانی در اختیارشان گذاشت تا حیات به این بازار ها برگردد و مسیر توریست های داخلی و تور های خارجی گردد . کرمان ار نظر بافتنی ها و شیرینی ها و خوراکها و داروهاهای سنتی و انواع خشکبار و… بسیار غنی است . نمونه بازار قزوین و شاهکاری که از یک ویرانه ساخته شده است .مدل بسیار خوبی برای مسئولین است .

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید