سکوت

سکوت همیشه علامت رضایت نیست

سکوت فرد موردآزار قرار گرفته همواره یکی از مباحث چالش برانگیز بوده است.

خشونت علیه زنان و دختران یکی از رایج‌ترین موارد نقض حقوق انسانی  است.
که هر روز بارها و بارها در  گوشه‌گوشه جهان رخ می‌دهد،
اما بر اساس اخبار و آمار روزانه آنچه که واضح و مبرهن است
در کشور ما خشونت علیه زنان در شرایط فعلی از محدوده مساله و چالش فراتر رفته است
و تقریبا به یک بحران اجتماعی مبدل گردیده است،
خشونت علیه زنان در اشکال گوناگون اعم از
تبعیض،آزار جسمی،روانی و جنسی،محدودیت و محرومیت،اعمال فشارهای اقتصادی ، اجتماعی و شغلی و …. در تمام سطوح  از خانه تا اجتماع شکل می‌گیرد.


حقیقت تلخ این است که خشونت علیه زنان تنها به پرونده های قانونی منتهی به دادسرا و پزشکی قانونی یا بخشی از مواردی که رسانه‌ای و منتشر شده است ختم نمی‌شود
معمولا سکوت تنها کار انجام شده است

بلکه خشونت  علیه زنان لایه های پنهانی نیز دارد



که خود را نه به طور مستقیم بلکه به شکل انواع اختلالات روانی اعم از اضطراب، افسردگی،اختلالات جنسی،بیماریهای روان‌تنی،فرسودگی‌های جسمی،خودکشی،انزوا و خشم ،خانه نشینی،رفتارهای افراطی ناشی از عدم اعتماد به نفس …. نشان می‌دهد

سبب شناسی این خشونت  ساختاری و چندعلیتی به راحتی قابل شناسایی و درمان نمی‌باشد
با یک نگاه اجمالی مسائلی اعم از دیدگاه تاریخی مردسالارانه،عدم آموزش،فقرفرهنگی،نقایص قانونی،سوبرداشت و سواستفاده از برخی احکام دینی و چندین عامل اساسی دیگر در شکل‌گیری این پدید نامبارک نقش دارند
اما در این نگارش بنا داریم به نقش خود زنان در ایجاد چرخه خشونت بپردازیم:
حقیقت این است که سکوت بانوان در برابر انواع خشونت این پدیده صدمه‌رسان‌تر است.

در واقع مهم‌ترین علت چرخه فعال خشونت علیه زنان و دختران،
امنیت مجرمان با مخفی ماندن جرم و بزه آنان از سوی افراد خشونت دیده است.

این بزهکارانِ بیمار به پدیده ترس و نگرانی و سکوت قربانیان خود بر اثر ضعف قانون و نیز ضعف فرهنگی کاملاً آگاهی دارند، 
در نتیجه با امنیت خاطر روز به روز جسارت بیشتری برای اعمال خشونت و جرایم خود پیدا میکنند،

به عنوان مثال
در موج اعتراضی بانوان سینماگر در برابر آزار جنسی میبینیم که این قشر از جامعه که حتی رسانه و آزادی بیشتری نسبت به سایر بانوان داشته اند سالها در برابر این آزار و اذیت ها سکوت کرده اند.

بیشتر بخوانید ...